بازگشت بعد از دو سال

خرید بک لینک

اين دفتر تنهاييم نيست،جايي براي خالي كردن خستگيهايم نيست،اين جا جايي براي آرامش دغدغه هايم نيست،حتي قطره اي از فضاي من نيست،اينجا خيلي دورتر از آنجاييست كه من هستم و دورتر از جايي كه تلالؤ آن را ميبينم،در ميان جماعت خوب و بد و خاطرات و افكار ريز و درشت بودن حسم نيست.مي داني!؟من تنها گاهي اينجا مينويسم و تو گاهي ميخواني...بیهوده نمینویسم ...بیهوده نخوان...................در زندگی هیچ را بیهوده نمیبینی بیهوده نپندار.......................................................شگفتا از عزیزانی که هم اوازه من بودندبه سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودندرفیقان یک به یک رفتند مرا باخود رها کردندهمه خود دردمن بودند گمان کردم که همدردند.....................................................گفت دانایی که: گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر! لاجرم جاری است پیکاری سترگ روز و شب، مابین این انسان و گرگزور بازو چاره ی این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره چیستای بسا انسان رنجور پریشسخت پیچیده گلوی گرگ خویشوی بسا زور آفرین مرد دلیرهست در چنگال گرگ خود اسیرهر که گرگش را در اندازد به خاکرفته رفته می شود انسان پاک وآن که با گرگش مدارا می کندخلق و خوی گرگ پیدا می کنددر جوانی جان گرگت را بگیر!وای اگر این گرگ گردد با تو پیرروز پیری، گر که باشی هم چو شیرناتوانی در مصاف گرگ پیرمردمان گر یکدگر را می درندگرگ هاشان رهنما و رهبرنداینکه انسان هست این سان دردمندگرگ ها فرمانروایی می کنندوآن ستمکاران که با هم محرم اندگرگ هاشان آشنایان هم اندگرگ ها همراه و انسان ها غریببا که باید گفت این حال عجیب؟.....................................................یك لحظه فكر كنیم،ما انسان ها در كجای این عظمت هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟....... بازگشت بعد از دو سال...

ما را در سایت بازگشت بعد از دو سال دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 11:44

صفحه بندی